تبلیغات

دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . . صادق هدایت

اسلایدر

بامن از ایران بگو - بزرگمرد تاریخ آرش کمانگیر
بامن از ایران بگو
ما برای وصل کردن آمدیم
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 خرداد 1391 توسط میثم | نظرات ()
منوچهر شاه در اواخر پادشاهی خویش از جنگ با افراسیاب و تورانیان باز ماند . آرش نام پهلوانی است کماندار از لشکر منوچهر.نخست افراسیاب بر منوچهر غلبه کرد و منوچهر شاه به شهری در مازندران گریخت و سپس قرار کردند که دلاوری از ایران تیری بیندازد و مرز ایران و توران را مشخص کند ،آرش به بالای کوه دماوند رفت سپس کمان بزرگ خویش رادر دست گرفت و تیری بینداخت که گویند بیش از یک روز حرکت میکرد و پس از آن بر درختی در کنار جیحون فرود آمد و جیحون مرز میان ایران و توران شد .
اساطیر  و افسانه های ایران

بهترین تیر انداز در اوستا«اِرِخ ِش َ» نامیده میشود که گمان میرود که همان آرش است . طبری این کماندار را «آرش شاتین » می نامد و نولدکه حدس میزند این کلمه تصحیف جمله ٔ اوستائی «خَشووی ایشو» باشد چه معنی آن «خداوند تیر شتابنده » است که صفت یا لقب آرش بوده است .در روایتی دیگر آمده است که اسفندارمذ ( رب النوع ) زمین کمانی به آرش داد و گفت این کمان دور پرتاب است اما هر کس با آن تیر بزند تمام جانش در تیر قرار خواهد گرفت و آرش با این آگاهی تن بمرگ درداد و تیر اسفندارمذ را برای سعه و بسط مرز ایران بدان صورت که گفتیم بیفکند و درحال بمرد.

در ابیات بزرگان پارسی آرش جایگاه ویژه ای دارد در جایی این چنین میخوانیم :
چون کار بقفل و بند تقدیر افتد
از جیب خرد کلیدتدبیر افتد
آرش گهرم ولی چو برگردد بخت
در معرکه پیکان و پر از تیرافتد.

ودر جایی دیگر میخوانیم :
از آن خوانند آرش را کمانگیر
که از آمل بمرو انداخت یک تیر
ترا زیبد نه آرش را سواری
که صد فرسنگ بگذشتی ز ساری .


در کتاب مجمل التواریخ درباره آرش اینگونه میخوانیم : و افراسیاب تاختن ها آورد و منوچهر چند بار زال را پذیره فرستاد تاایشان را از جیحون زانسوتر کرده ، پس یک راه افراسیاب با سپاهی بی اندازه بیامد و چند سال منوچهر را حصارداد اندر طبرستان و سام و زال غائب بودند و در آخر صلح افتاد به تیر انداختن آرش و از قلعه ٔ آمل با عقبه ٔ مزدوران  برسید و آن مرز [ را ] توران خوانده اند.

سیاوش کسرایی نیز شعری بسیار زیبا در وصف ارش کمانگیر دارد که آن را میتوانید از اینجا بخوانید

آنچه از این کتاب ها بر می آید فقط و فقط دلاوری بی حد و اندازه مردم و پهلوانان ایرانی است . پهلوانانی که جان خود را برای ایران و برای جاودانگی نام این سرزمین فدا کردند . حال به خود بنگریم که داریم چگونه با ایران و با این اسطوره ها رفتار منیکنیم آیا این نگریستن به خود و به پهلوانان جهت دید ما را در زندگی نسبت به آنان عوض نمیکند ؟

مقاله از فرهنگ ایران




طبقه بندی: کوروش نامه،