تبلیغات

دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . . صادق هدایت

اسلایدر

بامن از ایران بگو - عمر
بامن از ایران بگو
ما برای وصل کردن آمدیم
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 شهریور 1391 توسط میثم | نظرات ()

و عمر، شیشه عطر است، پس نمی‌ماند
پرنده تا به ابد در قفس نمی‌ماند

مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد
که روی آینه جای نفس نمی‌ماند

طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده‌اند
که عشق جز به هوای هوس نمی‌ماند

مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان
که این طبیب به فریادرس نمی‌ماند

من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم
قطار منتظر هیچ کس نمی‌ماند

فاضل نظری