تبلیغات

دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . . صادق هدایت

اسلایدر

بامن از ایران بگو - زنده باد کوروش
بامن از ایران بگو
ما برای وصل کردن آمدیم
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 مهر 1391 توسط میثم | نظرات ()

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در، هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند ، آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند ، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو ، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید ، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان ، نقش جهان ندارد
 
بر نام پارس دریا ، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما ، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها ، بر کام دیگران شد
نادر ، ز خاک برخیز ، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری ، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند ، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی ، فریادمان بلند است
اما چه سود ، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس ، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم طوسی ، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش ، ای مهر آریایی
بی نام تو ، وطن نیز نام و نشان ندارد




طبقه بندی: شعر نامه،