تبلیغات

دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . . صادق هدایت

اسلایدر

بامن از ایران بگو - هدیه ای از حضرت مولانا
بامن از ایران بگو
ما برای وصل کردن آمدیم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مهر 1391 توسط میثم | نظرات ()




زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم؟!
گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چون كه من از دست شدم در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم هرچه بیابم شكنم


عشق از ازل است و تاابد خواهدبود
جوینده عشق بی‌عدد خواهدبود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود


عشق آمدو شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست زمن باقی و دیگر همه اوست

مولانا